تولدامام زمان(عج):

 

 

حکیمه  هرگاه خدمت امام حسن عسگری میرسید دعا می کرد

 خداوندبه او فرزندی عطا فرماید میگوید یک روز مطابق عادت به

 دیدار امام رفته بودم همان دعا را گقتم  حضرت فرمود : فرزندی

را که دعا می کنی خدا به من عنایت فرماید امشب به دنیا می اید .

نرجس همسر امام جلو آمد تا کفش من را درآورد گفت بانوی من

کفشت را به من بده .گفتم سرورم به خدا سوگند نمی گذارم کفش مرا

در اوری به من خدمت کنی من تورا خدمت می کنم.امام سخن مرا

شنید وگفت عمه خدابه

تو پاداش نیکو دهد .تا غروب نزد او بودم و کنیز را صدازدم وگفتم

 کفشهایم را بیاور تا من بروم امام فرمود عمه امشب پیش ما بمان

چون مولودی که نزد خداوند متعال است امشب به دنیا می اید تا

 خدابه به وسیله او زمین را پس از مردن زنده کند .عرض کردم

 سرورم از چه کسی متولد می شود من در نرجس اثری از حمل

 نمی بینم؟

فرمود از نرجس نه غیراو من برخاستم ونرجس را جستجو کردم وهیچ اثری در او نیافتم بسوی امام بازگشتم

واورا از کار خود اگاه ساختم امام تبسم کرد وفرمود سپیده دم بر تو آشکار می شود که او فرزندی دارد زیرا اونیز مانند مادرموسی است که حمل او آشکار نبود چون فرعون در جستجوی موسی شکم زنان حامله را می درید واین طفل من همچون موسی (ع)است .

  بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مجید در چهارشنبه دوم خرداد 1386 ساعت 17:17 موضوع | لینک ثابت