تبليغاتX
يا صاحب الزمان
تصميم منافقين به قتل اميرالمؤمنين بعد از شهادت حضرت زهرا

 از ابن‏عباس نقل شده كه چون فاطمه عليهاالسلام مخفيانه دفن شد، اين مسأله آبرو و حيثيت حكومت وقت را زير سؤال برد و اثر منفى در ميان مردم گذاشت، لذا آنان در يك شوراى توطئه‏آميز به اين نتيجه رسيدند كه على عليه‏السلام بايد ترور! گردد آن هم در حال نماز صبح كه هوا تاريك است و قهراً قاتل شناخته نخواهد شد.
بدين منظور خالد بن وليد را نامزد اين جنايت هولناك نمودند و قضيه را با وى در ميان گذاشته. او نيز اعلان آمادگى كرد و قرار بر اين شد كه چون ابوبكر سلام نماز را گفت، بلافاصله اين ترور صورت گيرد.
اسماء بنت عميس، كه در اين تاريخ همسر ابوبكر بود، از پشت‏پرده اين توطئه را فهميد و جريان را از طريق كنيزش به اطلاع اميرالمؤمنين رسانيد، او بدون نگرانى در مسجد حاضر شد و ملاحظه كرد خالد با شمشير و آمادگى كامل در كنار او نشست.
از سوى ديگر ابوبكر عواقب اين كار را سنجيد و نگران عكس‏العمل مردم و خطر آتى آن گرديد، لذا تشهد نماز را چندين بار تكرار كرد و سلام نگفت: سرانجام قبل از خواندن سلام نماز خطاب به خالد گفت: «يا خالد لاتفعل ما امرتك; آنچه را دستور داده‏ام انجام نده» سپس سلام نماز را گفته و از نماز فارغ شد...
على عليه‏السلام در اين هنگام به خالد حمله كرد و شمشير او را از دستش گرفت و وى را به زمين كوبيده روى سينه‏اش نشست و خواست او را بكشد. مردمى كه حاضر بودند جلو آمدند تا خالد را نجات دهد ولى مقدور نشد...
سرانجام ابن‏عباس او را به قبر پيامبر سوگند داد. با اين قسم على عليه‏السلام خالد را رها كرد... (1)


 

نوشته شده توسط مجید در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 14:19 موضوع | لینک ثابت


قبر مخفى حضرت زهرا و جريان غم‏انگيز نبش قبر

 

پنهانى قبر حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليه نشانه‏ى مظلوميت و غربت ولايت است، و دليل واضح و برهان قاطعى كه شيعه مى‏تواند به استناد آن خود را پيرو راستين سنت رسول (ص) نشان دهد. زهرا سلام‏اللَّه‏عليه نشانى بر حقانيت و مظلوميت شيعه، براى همه‏ى آزادمردان در طول تاريخ به يادگار گذاشت.
شيعه امروز مى‏تواند از اهل سنت بپرسد، چرا زهرا سلام‏اللَّه‏عليه وصيت كرد خلفا در تشييع جنازه‏اش حاضر شوند؟ و چرا وصيت كرد تا قبرش پنهان بماند؟
آرى او نمى‏خواست تا دشمنانش كه دشمنان خدا و رسولند بر سر مزارش اقامه‏ى عزا كرده و بدين وسيله عوام‏فريبى كنند. آن قدر اين امر بر خلفا سنگين بود و از عواقبش بيم داشتند كه تصميم گرفتند نبش قبر كنند تا قبر زهرا را پيدا كنند و بر جنازه‏اش نماز گزارند. كه از هيبت و تهديد على عليه‏السلام ترسيدند و از بيم فتنه‏اى بزرگتر پا عقب كشيدند.
زهرا سلام‏اللَّه‏عليه مى‏خواست با طرح سؤال در اذهان مردم، كه چرا تنها يادگار رسول قبرش را پنهان نموده، آنان را به فكر وادارد، تا خود به دنبال جواب رفته و مسببين اصلى را بيابند. همين است كه مى‏بينم برخى، برخى ديگر را ملامت مى‏كردند كه تنها دختر پيامبر مرد و هيچكدام از آنان اجازه حضور در دفن و نماز نداد، و قبرش را هم پنهان نمود.
او مى‏انديشيد شايد با غوغايى كه به سبب شهادتش در مدينه ايجاد مى‏شود، با اين اقدام بى‏سابقه و آگاهانه‏ى مردم را عليه خلفا به حركتى وادارد و يا لااقل، سندى هميشگى بر محكوميت خلفا، از خود به يادگار بگذارد. از اينرو حتى ائمه بعدى نيز قبر او را آشكار نساختند.
در مورد محل دفن حضرت فاطمه زهرا در كتابهاى مختلف مطالب گوناگون نوشته‏اند بعضى معتقدند كه در جوار قبر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مدفون شده است و دليلشان اين حديث شريف است كه رسول خدا (ص) فرموده است:
ان بين قبرى، و منبرى روضة من رياض الجنة. همانا بين قبر و منبر من باغى از باغهاى بهشت است كه اشاره به محل دفن حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليها است مرحوم علامه مجلسى در بحار معتقد است كه اميرالمؤمنين در نيمه شب جسد فاطمه را برداشت با دو فرزندش حسن و حسين و شش نفر از اصحاب به طرف قبر پيغمبر (ص) رفتند. بعضى هم معتقدند كه در قبرستان بقيع به خاك سپرده شده است. (1)
و بعيد نيست كه آن امام مظلوم عليه‏السلام صورت چهل قبر را در بقيع ترتيب داده باشد تا كسى از قبر واقعى حضرت زهرا عليهاالسلام مطلع نشود و وصيت آن سيده مظلومه نيز عمل شود.

جريان غم‏انگيز نبش قبر حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليه
صبح آن شبى كه حضرت زهرا عليهاالسلام غريبانه به خاك سپرده شد به نقل سپهر در ناسخ ابوبكر و عمر و گروهى از مهاجر و انصار بر در سراى على عليه‏السلام گرد آمدند تا به قول خودشان در تشيع جنازه حضرت زهرا عليهاالسلام شركت كنند مقداد بن اسود به آنها گفت: فاطمه را ديشب به خاك سپرده‏اند! عمر به ابوبكر گفت: الم اقل لك انهم سيفعلون به تو نگفتم كه اينها چنين خواهند كرد؟ و به دنبالش گفت: لا تتركون يا بنى‏هاشم حسدكم القديم لنا ابدا.
اى بنى‏هاشم اين حسادت ديرينه شما را در مورد ما هيچگاه ترك نمى‏كنيد... واللَّه لقد هممت ان انبشها فاصلى عليها. به خدا سوگند هر آينه او را از قبر بيرون آورده و بر وى نماز خواهيم خواند! فقال على عليه‏السلام واللَّه لو رمت ذاك يابن صهاك لا رجعت اليك يمينك لئن سللت سيفى لا اغمدته دون ازهاق نفسك. (2)
پس على عليه‏السلام فرمود:
اى پسر صهاك به خدا قسم اگر چنين قصدى كنى دست راست تو به تو بازنگردد يعنى دستت را قطع خواهم كرد چه اگر شمشير از نيام برآورم تا خون تو نريزم در غلاف قرار نمى‏دهم و در بعضى از روايات آمده على عليه‏السلام او را گرفت و سخت بر زمين كوبيد و فرمود: اى پسر كنيزك سياه خلافت كه حق من بود از من گرفتيد و من به خاطر اين كه مردم از دين خدا برنگردند از حق خود گذشتم فوالذى نفس على بيده لئن رمت و اصحابك بشى‏ء من ذلك لاسقين الارض من دمائكم. به خدايى كه جان على در دست او است اگر تو و اصحابت قصد قبر فاطمه كنيد زمين را از خون شما سيراب مى‏كنم. ابوبكر و ديگران واسطه شدند كه چنين كارى نخواهند كرد تا عمر را رها ساخت. (3)
پس اگر محل دفن حضرت زهرا عليهاالسلام را در قبرستان بقيع دانسته‏اند به خاطر اين بود كه ذهن مخالفين را مشغول نموده و از اين طريق قبر آن بانوى عصمت و طهارت براى هميشه مصون بماند و كسى نداند كه آن بانوى پهلو شكسته در كجا مدفون گرديده است


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مجید در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 14:3 موضوع | لینک ثابت


نماز شب حضرت زهرا (س)

 

 

 

 

 

نماز شب حضرت زهرا (س)

امام حسن مجتبي (ع) مي‌فرمايد: «در دوران كودكي شب بيدار ماندم و به نظاره مادرم زهرا (س) درحليكه مشغول نماز شب بود، گذراندم.

پس از آنكه نمازش به پايان رسيد، متوجّه شدم كه در دعاهايش يك يك مسلمين را نام مي‌برد و آنها را دعا مي‌كند، خواستم بدانم كه درباره خودش چگونه دعا مي‌كند. اما با كمال تعجّب ديدم كه براي خود دعاي نكرد.

فردا از او سؤال كردم: «چرا براي همه دعا كردي، امّا براي خودت دعا نكردي؟».

فرمود: «پسرم، اول همسايه بعد خودت».

پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «اما دخترم فاطمه (س) پس به راستيكه او سيّده زنان عاليمان از اوّلين و آخرينشان مي‌باشد».

تا آنجا كه فرمود: «زمانيكه در محرابش در مقابل پروردگار (جلّ جلاله) مي‌ايستد، نورش براي ملائكه‌ها پرتوافكني مي‌كند، آنچنانكه ستارگان آسمان براي اهل زمين نورافكني مي‌نمايند و خداوند متعال به ملائكه‌هايش مي‌فرمايد: «اي ملائكه من! بنگريد به اَمَه و كنيز من فاطمه سيّده كنيزانم، كه در مقابل من به عبادت ايستاده، به طوري كه بدنش از ترس مقام من مي‌لرزد. و با تمام وجود و قلبش بر عبادت و اطاعتم روي آورده، شما فرشتگانم را شاهد مي‌گيرم كه خواهيم شد!».

- فاطمه زهرا (س) از پدر بزرگوار خود درخواست انگشتري نمود. آن جناب فرمود: ‌بهتر از انگشتري به تو نياموزم؟ هنگامي كه نماز شب خواندي، از خداوند بخواه، به آرزوي خود مي‌رسي».

در دل شب،‌پس از اداي نافله، دست به درگاه خدا دراز كرد و درخواست انگشتري نمود. هاتفي گفت: «‌فاطمه! آنچه خواستي، در زير مصلّي آماده است».

دختر پيغمبر (ص) دست به زير جانماز برد. انگشتري بي‌مانند از ياقوت مشاهده كرد، آن را برداشت.

همان شب در خواب ديد وارد قصرهاي بهشتي گرديد در سوّمين قصر تختي را ديد كه بر سه پايه ايستاده است.

فرمود: «‌اين قصر متعلق به كيست؟».

گفتند: «‌از آن دختر پيغمبر فاطمه زهرا (س) است».

جواب دادند: «‌چون صاحبش در دنيا انگشتري خواسته است، به جاي آن پايه‌اي از اين سرير كسر گرديده است».

در اين هنگام از خواب بيدار شد.

فردا صبح، خدمت پيامبر (ص) شرفياب گرديد و داستان خواب را شرح داد.

حضرت فرمود: «‌اي بازماندگان عبدالمطلب براي شما دنيا جايز نيست. شما را بهشت جاويدان سزاوار است. وعده‌گاهتان آنجاست. دنياي فاني را براي چه مي‌خواهيد؟».

سپس رو به زهرا (س) كرده، فرمود:

«‌دخترم، انگشتر را به جاي خود برگردان».

همان شب فاطمه زهرا (س) انگشتر را زير مصلي نهاد. در خواب ديد وارد قصرهاي شب گذشته

 شد، ولي تخت را با چهار پايه مشاهده فرمود.

پس از سوال گفتند: «چون انگشتر را برگردانيدي، پايه تخت نيز به جاي خود برگشت».


 

نوشته شده توسط مجید در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 ساعت 13:58 موضوع | لینک ثابت



جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس