صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
از جمله اقطاب فرقه های صوفیه امروز قطب فرقه نعمت اللهی مونسعلیشاهی یا نور بخشیه است
جواد باغیانی کرمانی مشهور به دکتر جواد نوربخش از جمله عجایب دنیای تصوف امروزی است
عجیب به این خاطر که برای رسیدن به قطبیت همه کار کرد تا توانست قطب شود
شهرت امروزه او نیز بیشتر بخاطر نویسندگی است که به قول دکتر نورعلی تابنده قطب فرقه گنابادی)در مراسم افتتاح کتابخانه کرج)بیشتر به درد انتشاراتی بودن می خورد تا قطبیت.
آنهم کتابهایی که رونوشت وکپی برداری از کتابهای مختلف است
وی شهرت دیگری نیز دارد.شهرت دیگر او بخاطر تجاوز به یکی از مریدانش به نام فریال آوارخ بود.دختر جوانی که به خاطر تشرف به خانقاه رفت ومورد تجاوز وی قرار گرفت ودچار بیماری دو شخصیتی گردید واز دنیا رفت
در همان زمان با شکایت خانواده وی پرونده ای برای این قطب خارج نشین درست شد و محکوم گردید .
برخی از مریدانش از او برگشتند ولی هنوز عده ای سعی دارند یا با تکذیب این واقعه ویا توجیه آن راه انحرافی وی وصوفی گری را ادامه دهند
انشا الله در آینده ای نزدیک جریان دادگاه وی را آپلود خواهم کرد.ضمنا نوار مصاحبه تلفنی خواهر دختر نامبرده واعتراف دکتر نوربخش موجود است

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ http://kherghe.blogfa.com
نوشته شده توسط مجید در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 11:51 موضوع | لینک ثابت
دجال آخرالزمان

در مورد کسب اطلاعات دجال آخر الزمان وفراماسونری به وبلاگ دوست عزیزم خادم الامام(عج) بروید
http://www.genuineislam.blogfa.com
نوشته شده توسط مجید در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 13:53 موضوع | لینک ثابت

فرقه وهابیت الان خطرناکترین فرقه میباشد که مسلمانان را احاطه کرده است.
محمد بن عبدالوهاب در سال ۱۱۱۱ ه.ق متولد شد و در سال ۱۲۰۶ ه.ق از دنیا رفت. دوران کودکی را در شهر خود ((عیینه)) در حجاز و به ویژه نجد سپری کرد. بعد از مدتی وارد حوزه علمیه حنبلی شد و نزد علمای ((عیینه)) به فراگیری علوم پرداخت. برای تکمیل دروس خود، وارد مدینه منوره شد. بعد از آن شروع به مسافرت به کشورهای اسلامی نمود؛ چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت نمود. و به ایران نیز مسافرد کرد؛ در کردستان یک سال و در همدان دوسال ماند. آن گاه سفری به اصفهان و قم نمود و بعد از فراگیری فلسفه و تصوف، به کشور خود، حجاز بازگشت. بعد از هشت ماه که در خانه خود اعتکاف نموده بود، بیرون آمد و دعوت خود را آغاز نمود.
با پدرش به شهر ((حریمله )) هشجرت کرد ، و تا وفات پدر در آنجا ماند؛ در حالی که پدرش از او راضی نبود.
از آنجا که محمد بن عبدالوهاب، عقاید خرافی خود را که بر خلاف عامه مسلمانان بود و در حقیقت همان عقاید ابن تیمیه بود منتشر می ساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود ((عیینه)) فرار کرد
قرار شد امیر شهر؛ عثمان بن معمر، او را یاری کند تا بتواند افکار و عقایدش را در جزیره العرب منتشر سازد. و برای تأکید این میثاق، امیر عیینه خواهرش جوهره را به نکاح محمد بن عبدالوهاب درآورد. لکن این میثاق و ازدواج دوام نیاورد. به همین دلیل از ترس این که امیر او را ترور کند به ((درعیه)) شهر مسیلمه کذاب، فرار کرد.
از همان موقع که در که در ((عیینه)) بود به کمک امیر شهر در صدد اجرای عقاید و افکار خود بر آمد و قبر زید بن خطاب را خراب نمود و این امر منجر به فتنه و آشوب شد . در ((درعیه)) نیز با محمد بن سعود ـ جد آل سعود ـ که امیر آن شهر بود، ملاقات کرد. قرار شد محمد بن سعود هم او را یاری کند و در عوض، او نیز حکومتش را تأیید نماید.
محمد بن سعود نیز به جهت تأیید این میثاق، یکی از دختران خود را به نکاح او در آورد. اولین کار او این بود که حکم به کفر و شرک و ترورد امیر ((عیینه)) داد و سپس آل سعود را برای حمله به (( عیینه)) تشویق کرد. در اثر آن حمله تعداد زیادی کشته، خانه هایشان غارت و ویران شد و به نوامیس شان هم تجاوز نمودند. این گونه بود که وهابیان حرکت خود را به اسم نصرت و یاری توحید و محاربه با بدعت و شرک و مظاهر آن شروع کردند.
محمد بن عبدالوهاب همه مسلمانان را، بدون استثنا، تکفیر می نمود؛ به اتهام این که آنان متوسل به پیامبر اسلام می شوند و بر قبور اولیای خود گنبد و بارگاه می سازندو به قصد زیارت قبور سفر می کنند و از اولیا طلب شفاعت می کنندو ... .
پس از پیروزی بر (( عیینه )) به سرزمین های دیگر لشکر کشی کرده و به بهانه گشترش توحید و نفی ((بدعت))، ((شرک)) و مظاهر آن، از میان مسلمین به سرزمین نجد و اطراف آن، مثل یمن و حجاز و نواحی سوریه و عراق، حمله ور شدند، و هر شهری که عقاید آنان را قبول نمی کرد غارت کرده، افرادش را به خاک و خون می کشیدند.
پس از ورود به قریه ((فصول)) از حوالی أحسا و عرضه کردن عقاید خود، مردم با آنان بیعت نکردند، در نتیجه سیصد نفر از مردان قریه را کشته، اموال و ثروت آنان را به غارت بردند.


وهابیان با این افکار خشن باعث ایجاد اختلاف و تشتت و در گیری میان مسلمین شدند و استعمار را خشنود نمودند. تا جایی که ((لورد کورزون)) در توصیف شریعت وهابیت می گوید: (( این دین عالی ترین و پر بهاترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است)) .
با این که محمد بن عبدالوهاب از دنیا رفته است ولی مستشرقین و استعمارگران دائما در صدد دفاع از افکار او هستند، تا جایی که مستشرق یهودی ((جولد تسهیر)) او را پیامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افکار او تحریک می نماید.
جنایات وهابیون
منطقه اي موسوم به مثلث مرگ ( جنوب بغداد در شهرهاي لطيفيه و محمديه و يوسفيه )
در اين مكان صدها نفر را به جرم شيعه سر بريده اند
این صحنه اینقدر وحشتناک بود که پاکش کردم اما توسایتهای زیر هستش


برای اطلاعات بیشتر به سایتهای زیر بروید
بقیه در ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجید در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 12:30 موضوع | لینک ثابت




احسان عليشاه قطب فرقه خاكساريه بود كه درسالهاي گذشته به علت
زنا بامريدان زن خودوشكايت زنان دردادگاه به اعدام محكوم شد.
«نگاهي به فرقه خاكساريه»
خاکساريه صوفياني هستند که با شکل وشمايل درويشي درکوچه وبازار وخيابان
کشکول به دست وتبرزين به دوش وکلاه نمدي که تاجش مي خوانند به امر ريس فرقه
درخيابان پرسه مي زدند.البته امروزه مثل ساير فرقه ها نو شدند وکمتر با اين شکل وشمايل
مي چرخند.فرقه خاکسار به چهار شاخه تقسيم شده است.خاکسار جلالي غلامعليشاهي.
معصومعليشاهي.نورائي وعجم .دوده معصومعليشاهي در زمان آغا محمد خان قاجار
از سلسله خاکسار جلالي منشعب شدمراتب وآداب طي طريق در اين سلسه به 6
قسمت تقسيم مي شود:1-لسان.2-پياله3-کسوت4-گلسپردن5-جوز دادن6-لنگ ارشاد
وعشق الله است. يکي از اذکار جلي در اين فرقه که در جلسات تکرار مي نمايند اينست:
در مذهب عارفان آگاه الله علي است وعلي است الله
از چهره هاي مطرح اين فرقه در قرن اخير مي توان از حاج مطهر،مير طاهر واحسان عليشاه نام برد.
اینهم عکس غلامعلیشاه ازبزرگترین اقطاب فرقه خاکسار

نوشته شده توسط مجید در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 11:31 موضوع | لینک ثابت
اين عکس شیطان شاه مقصود؟؟
اين فرقه حدود ۴۰ يا ۵۰ سال پيش تاسيس شد وجلال الدين ابولفضل عنقا موسس آن بود
اقطاب اين فرقه آدمهايي هستند که هيچ کدام نشاني از مسائل اوليه عرفان و حتي تصوف ندارند
مهمترين شخصيت آنها پدر همين قطب فعلي بود که لقب شاه مقصود را براي خود انتخاب کرد و فرقه خود را شاه مقصودي اويسي خواند
قطب فعلي نيز نادر علي عنقا پسر ورزشکار وي بود که به يکباره از ورزش به آسمان هدايت خلق رسيد
تلفيق عرفانهاي شرقي بويژه مکاتب بودايي وتانترا با تصوف واستفاده از جاذبه هاي جنسي مهمترين ابزار آنها براي جلب مشتري است
با کمک دولت آمريکا چندين خانقاه در خارج زده اند وفعاليت مي کنند
از کرامات اين قطب العارفين يکي همين بس که همسر وي سال گذشته طي مصاحبه اي با مطبوعات ايراني مقيم آمريکا رسما ضمن اعتراف به فساد جنسي همسرش به فرقه ضاله بهاييت پيوست

اين هم قطب فعلي که معمولا اکثر عکسهايش به صورت نيم رخ مي باشد
که شايد اين هم نوعي جنبه عرفاني پيدا مي كند
لقبش هم صلاح الين نادر علي عنقا
درادامه مطلب نوشته های یکی از بازگشتگان این فرقه گمراه میباشد
درضمن برای اطلاعات بیشتر میتونید به وبلاگ http://ahlehagh.parsiblog.com
نوشته شده توسط مجید در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 10:39 موضوع | لینک ثابت
باسمه تعالي
موسس :فتح الله جيحون آبادي مشهور به نور علي الهي.
وي از سران فرقه شاه حياسي از شاخه هاي فرقه موسوم به اهل حق(علي الهي هاي ايران) مي باشد.پدر وي نعمت الله جيحون آبادي است كه در ديوان شاه نامه حقيقت خود در اشعار زيادي امير مومنان را به عنوان خداوند معرفي مي نمايد.

نورعلي الهي بعدها مدعي تاسيس دين جديدي شد وجرياني را راه اندازي كرد كه به فرقه مكتب مشهور است.

امروزه اين فرقه توسط فرزندش دكتر بهرام الهي از فرانسه اداره مي شود.
كتاب آثار الحق در دوجلد يكي از آثار نورعلي الهي است كه وي در آن كتاب مدعي مسائلي مي شود كه نشان از ظلالت وگمراهي وي وپيروانش دارد.
وي مي گويد:حضرت علي به من فرمود دين تو ابداعي است ولي نيك ابداعي است[1]
وبعد مدعي مي شود كه:مكتب ما عبارتست از جوهر كشي اصول تمامي اديان اعم از اوامر ونواهي است.[2]
در اين فرقه شخصي بنام سلطان اسحاق به عنوان ششمين مظهر خداوند در روي زمين معرفي شده است.وي درباره سلطان اسحاق مي گويد:
شريعت را محمد كامل كرد،ولايت را علي كامل كرد،سلطان هم آمد طريقت را كامل كرد وما با كسي كاري نداريم.[3]
وي بعد خود را مظهر امير مومنان معرفي نموده ومي گويد:زندگي من وعلي طابق النعل بالنعل يكي است.[4]
ومدعي مي شود:تمام مظهرها از لحاظ مكتب با هم فرقي ندارند.زندگاني خود من تطبيق مي كند با زندگاني علي وهيچ فرقي ندارد.[5]
وي احكامي نيز براي دين خود اختراع نموده است.
مثلا در مورد اختلاف زن وشوهر مي گويد:درزماني كه بين زن وشوهر اختلافي باشد داراي فرزند بشوند اولادشان به منزله حرام زاده است.[6]
ودر مورد وصيت اين حكم لازم اسلام مي گويد:وصيت معني ندارد[7]
امروزه دكتر بهرام الهي فرزند همين شخص در فرانسه وبا كمك دولت فرانسه ودر پرتو رفاقتي كه با شخص ساركوزي از زمان وزارت كشور وي تا كنون دارد با چاپ كتب وروشهاي ديگر سعي دارد جوانان اين مرزو بوم را به فرقه اي خرافي دعوت كند
فرقه اي که محصول تفكر پدر بزرگش بعنوان يك غالي،(كسانيكه در حق امير مومنان غلو مي كنند)پدرش به عنوان يك منحرف ،كه سعي در به روز كردن فرقه داشت وخودش به عنوان يك روشنفكر غرب زده ،كه سعي دارد فرقه اش را مدرن كند.

فحاشی نورعلی به حضرت علی علیه السلام درکتاب آثارالحق شیطانی خود
بحث پيرامون خلافت اسلامي از جمله مباحث جنجال آفرين ضروري است که تمامي ادوار تاريخ را به خود اختصاص داده،و دوره اي ديده نمي شود که غديريان نه تنها براي مظلوميت و حقانيت علي بن ابيطالب(ع) تا سر حد شهادت ايستادگي نکرده باشند، بلکه با استقامت و سماجت هاي علمي همان دوستداراني که در غدير بيعت کردند و به اراده پيامبر گرامي شيعه نام گرفته اند تا عصر ما هميشه با شهامتي غير قابل توصيف در مقابل سقيفه هاي تاريخ ايستادگي نموده و از ولايت و خلافت آسماني غدير دفاع کرده اند.
اما نورعلي و گروه ننگينش نمک خورده از نمکدان ولايت آل رسول که هميشه در تاريخ نمکدان شکسته اند ولي سبيل هاي تا بناگوش رسيده را به عنوان نشانه امت غدير حفظ کرده اند، طرحي نو انداخته و نوشته« آيا معقول است که چنين شخصي آن قدر بي عرضه باشد که قادر نباشد خلافت حقه خود را از ديگران بگيرد؟ پس نه چنين است که ديگران تصور مي کنند ......علماي شيعه که اينقدر مقام براي علي قائلند غافل از اينند که با اين گفتار علي را همرديف بلکه پائين تر از عمر و ابابکر قرار مي دهند»(آثارالحق ج1ص441گفتار 1429)
عنايت به دو نکته حقايقي را برايمان آشکار مي سازد:
1- تعبير«بي عرضه» که يک شخص ارادتمند و معتقد نسبت به مولاي خود هر کس که باشد چنين کلمه قبيح را به کار نمي بندد.
2-از تعبير « علماي شيعه....» متوجه مي شويم که اين مدعي شيعه،خويش را شيعه نمي داند.
برای اطلاعات بیشتر به سایتهای زیر بروید
نوشته شده توسط مجید در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت

و نگاهی گذرا به تاثیر عوامل پهلوی در بسط و گسترش این فرقه...
مسلك بهائيت از سال 1260 ق توسط علي محمد باب كه خود را « باب » امام و وسيله تماس مردم با امام زمان (ع ) معرفي كرد , به وجود آمد. او سپس دعوي مهدويت كرد و گفت كه درآينده از ميان بابي ها پيامبري قيام خواهد كرد و دين تازه اي خواهد آورد . وي در سال 1266 به دستور ناصرالدين شاه و اميركبير , تيرباران شد. بعد از آن , از بين پيروانش دو برادر مدعي جانشيني وي شدند و بدين ترتيب , اختلافاتي ميان پيروان فرقه افتاد.

گروهي پيرو برادر اول , مشهور به « صبح ازل » (بابي ها) , و عده اي ديگر پيرو برادر دوم « بهاالله » (بهائي ها) شدند و در نزاع آنها عده زيادي به هلاكت رسيدند دولت عثماني در عراق همه آنها را از بغداد به آدرنه در آسياي صغير تبعيد كرد. اما در آنجا هم نزاع دو برادر ادامه يافت و بدين جهت , دولت عثماني بهاالله و طرفدارانش را به عكا در فلسطين اشغالي و صبح ازل را به قبرس تبعيد كرد. فعاليت بهاالله در عكا باعث شد كه بيشتر با بيان و به ويژه با بيان ايران پيرو او شوند.
برای اطلاعات بیشتر به سایتهای دوستان عزیزم بروید
http://www.efsha-bahaism.blogfa.com
http://politic-bahaee.blogfa.com
http://www.bahaicaricature.blogfa.com

بقیه در ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجید در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 8:50 موضوع | لینک ثابت
سجده بر شیطان



برخورد امام صادق (علیه السلام) با یکی از دراویش زمان ایشان جای بسی تأمل و پندآموزی دارد. وقتی امام (علیه السلام) به درویش خرقه پوشی که لباسی خشن به تن کرده بود برخورد کردند که ادعای ساده زیستی و برتری خود را بر امام، خطاب به مردم مطرح می کرد، امام (علیه السلام) به او فرمودند:
جامه خشن خود را کنار بزن، در این حال مردم دیدند که درویش، زیر لباس خشن خود، لباسی لطیف و نرم به تن کرده است .
در حالی که امام (علیه السلام) وقتی لباس به ظاهر نرم و لطیف و آراسته خود را کنار زدند، در زیر، لباسی خشن و سخت نمایان شد. حضرت در این حال فرمودند تو زهدت را در ظاهر داری، اما ما برای خدا و در پنهان، لباس خشن و سخت می پوشیم و آن را به رخ مردم نمی کشیم!
امام رضا علیه السلام می فر مایند : هر کس نزداو از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند از ما نیست و هرکس صوفیه را انکار نماید گویا این که در راه خدا در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله با کفار جهاد کرده است .
هر راهی بجز راه اهل بیت علیه السلام گمراهی وعاقبت هلاکت می باشد
برای اطلاعات بیشتر به سایت دوست عزیزم بروید.
نوشته شده توسط مجید در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 12:28 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
ترفندهاي شيطاني درحوزه عمل اجتماعي
کید شیطان ضعیف است
فرقه ضاله قاديانيه
تهديدهاى شيطان در مورد انسان ودانلود فیلم مدعیان دروغگو
آيا انسان در برابر شيطان مجبور است؟
شیطان پرستی راههاي اغواگري انسان
فرقه ضاله انصار الله بر مبناي مذهب مالكي
فرقه ضاله ویساریون( مسیح جدید) در روسیه
فرقه ضاله قانونیان
سفیانی از مزدوران و دست نشاندگان غرب است
درباره وبلاگ

یا اباصالح
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
فرقه ضاله انصار الله بر مبناي مذهب مالكي
فرقه ضاله خاکساریه
فرقه ضاله شاه مقصودی اویسی
فرقه ضاله علی الهی
فرقه ضاله بهائیت
فرقه ضاله گنابادی
فرقه ضاله نعمت الهی مونسعلیشاهی
فرقه ضاله احمدیه
فرقه ضاله مهدیه اشراقیه گمنامیه
فرقه ضاله نصیریه
فرقه ضاله یزیدی
فرقه ضاله نقشبندیه
فرقه ضاله قادریه
فرقه ضاله قانونیان
فرقه ضاله ویساریون(مسیح جدید)
فرقه ضاله شیطان پرستی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
قالب عضویت
POWERED BY